تبليغاتX
زندگی باید کرد طبیبان
 

یک شبی مجنون نمازش را شکست

بی وضو در کوچه لیلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
سجده ای زد بر لب درگاه او
پر زلیلا شد دل پر آه او
گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای
جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای
نشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنی
خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو ... من نیستم


گفت: ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پیدا و پنهانت منم
سال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی
عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم
کردمت آوارهء صحرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشد
سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا برنیامد از لبت
روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی
مطمئن بودم به من سرمیزنی
در حریم خانه ام در میزنی
حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بیقرارت کرده بود
مرد راهم باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم

 

+ نوشته شده توسط شراگیم عبادی راد در شنبه بیست و یکم آذر 1388 و ساعت 17:56 |
خر میلیونر
+ نوشته شده توسط شراگیم عبادی راد در شنبه بیست و یکم آذر 1388 و ساعت 17:48 |

چطوري كفر مامان رو در بياريم ؟!


اگه تو هم ني ني هستي ميتوني به راحتي مامانو كفري كني و حالشو ببري!
وقتي مامان تو رو ميبره مهد كودك حسابي گريه زاري كن! بد نيست يكم وجدان درد بگيره!
وقتي مامان بهت غذا ميده تف كن! وقتي بابا ميده بخور و لبخند بزن!
علم ثابت كرده اگه غذا رو بمالي به صورتت خوشمزه تر ميشه!
جغجغتو بنداز زمين ... ببين مامان چن بار خم ميشه؟! اگه ده بار كمتر بود جيغ بكش كه لاغر تر و خوشكل تر بشه!
وقتي مامان انگشتشو ميكنه تو دهنت تا ببينه دندون در آوردي يا نه گازش بگير تا بفهمه دندون درآوردي!
تو تخت خودت نخواب ... تخت مامان اينا يك حالي ميده!
ياد بگير در توالت رو از تو قفل كني و جيغ بكشي!
وقتي مامان ميپرسه چيكار ميكني هميشه بگو هيچي مامان جونم!
زمستونا وقتي مامان لباساتو تنت كرد بگو ماماااااااااااااااااان ... جيش!
نذار سرتو شيره بمالن! غذاي مامان بابا خوشمزه تره!
يادت نره آدم قبل از اينكه قاشق چنگال داشته باشه انگشت داره!
حرفي رو كه مامان ميگه بي تربيتي هست رو هميشه يادت بمونه تا بعد ازش استفاده كني!
ميخواي همه بخندن؟! به مامان بگو ميترسي تنهايي سوار سرسره شي!
ميدوني يكي از كارايي كه مامان خيلي دوس داره چيه؟! لباس شستن!
هميشه دو دقيقه قبل از رسيدن به مقصد بخواب!
هر وقت دكتر بهت گفت درد نداره وقت جيغ زدنه!

+ نوشته شده توسط شراگیم عبادی راد در شنبه بیست و یکم آذر 1388 و ساعت 16:45 |
 

داماد بشي ايشاالله !!

 

اين جمله اي بود كه  10 ، 15 سال قبل ، هميشه كارگر شخصي منزل ما بعد از اينكه مثلا به رسم مرام و معرفت ، يه چايي يا آب ميوه براش ميبردم به من ميگفت !!

منم اون لحظه دوست داشتم كليه مايعات موجود در صحنه رو بهمراه كلي مخلفات ديگر بزنم تو صورتش !

 

بابا چيه اين همه گل بخر ... برو كافي شاپ !‌ مخ بزن ! مهر كن ! مادر زن رو شاد كن ! يه ملت رو اسكول كن ! آخرش چي ؟!

 

داماد شدي !؟

 

بيچاره شدي !

 

دقت كنيد كه داماد هاي ايروني هميشه كلي صبحش خوشتيپ هستند ، بعد از ظهرش كلافه هستند ، عصرش عرق ريزون هستند ، شبش عين گراز ميشند ، صبح روز بعد بطور كامل پشيمون !

خب من دارم زيادي گير ميدم ... يه كم با شما همراه باشم با گير دادن به انواع شاه دوماد هاي گل ...  :

 

 

1- داماد خَچَل : سن بين 15 تا 19 سال ،خام و نپخته ، سرد وگرم نچشيده، جسارت بسيار ، حماقت فراوان ، زود پشيمون ،زود رنج ، قرباني عواطف زودگذر يا مبادلات خانوادگي ، بچه اش از خودش بزرگتر!

 

2- داماد مَچَل : سن بين  19تا25 سال ، ژيگولي ، دانشجو ، سرباز ، رفيق باز، وابسته به پول بابائي ، بيکار ، آينده دار،  توي هر دامي که براش پهن کنن تلپي ميفته ، کيس مناسبي براي تور شدن، کم ظرفيت، يکي ميزنه يکي ميخوره !

 

3- داماد هَچَل : سن بين 25 تا 29سال، رسيده، حاضر آماده ، داراي کار و بار، فارغ التحصيل ،با کارت پايان خدمت، داراي شکستهاي عشقي فراوان، بسيار با تجربه ، دم به هرتله اي نميده ، عصا قورت داده ، کمي کج و معوج،  پراز قرشمه ، به کمتر از زتا جونز و جولي رضايت نميده!

 

4-  داماد کَچَل: سن بين 30 تا 37  سال ، گرفتار، درگير، پرکار ،پرخور، همچنان پرشور، نقل ونبات ، گوله نمک ،فوران احساسات ، راضي به رضاي خدا، دنبال زنان بيوه کم سن وسال ، مسئوليت پذير، درپي رفاه خانواده ، داراي کار و بار و خانه، قسمت هرکي بشه مبارکه !!!

 

 

داماد بشيد ايشاالله !!

+ نوشته شده توسط شراگیم عبادی راد در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 و ساعت 17:51 |

آسايش دو گيتی

يا

دستور العمل هايي برای زندگی بهتر

 

 

:: سعي كنيد روزها استراحت كنيد تا شبها راحت بخوابيد!

 :: در نزديكي تخت خوابتان صندلي بگذاريد تا اگر از خواب بيدار شديد روي آن نشته و استراحت كنيد!

:: ايستادن به رفتن، نشستن به ايستادن و خوابيدن به نشستن اولويت دارد!

جايي كه مي‌توانيد بنشينيد چرا مي‌ايستيد؟

كار امروز را به فردا موكول كنيد و كار فردا را به پس فردا!

اگر حس كار كردن به شما دست داد كمي صبر كنيد تا اين حس از شما بگذرد!

از همه ديرتر سر سفره رفته و زودتر بلند شويد تا زحمت چيدن و جمع كردن سفره به شما تحميل نشود!

براي كار هميشه فرصت هست پس از استراحت غافل نشويد!

در ميهماني‌ها حتماً با خود بالش ببريد شايد فرصتي براي استراحت بدست آورديد!

به خواب نگوييد كار دارم به كار بگوييد خواب دارم!

(طنز بود حالا جدي نگيريد !!)

+ نوشته شده توسط شراگیم عبادی راد در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 و ساعت 19:54 |

نارسیس

 

نارسیس(نرگس) دختر زیبایی بود که هر روز میرفت تا زیبایی خود را در دریاچه ای تماشا کند. چنان شیفته خود میشد که روزی به درون دریاچه افتاد و غرق شد .
درجایی که به آب افتاد گلی رویید که نارسیس (نرگس) نامیده شد
وقتی مردم اوریادها الهه های جنگل به کنار دریاچه آمدند ودیدند که دریاچه آب شیرین به دریاچه ای سر شار از  اشکهای شور تبدیل شده اوریادها پرسیدند چرا می گریی؟؟؟ دریاچه گفت برای نارسیس میگریم اوریادها گفتند آه شگفت آور نیست که برای نارسیس میگریی وادامه دادند هرچه بود با آنکه همه ما همواره در جنگل در پی او می شتافتیم تنها تو فرصت داشتی از نزدیک زیبایش را تماشا کنی .
دریاچه پرسید مگر نارسیس زیبا بود؟ اوریادها شگفت زده پاسخ دادند چه کسی می تواند
بهتر از تو این حقیقت را بداند هر چه بود هر روز در کنار تو می نشست دریاچه مدتی ساکت ماند و سرانجام گفت من برای نارسیس میگریم اما هرگز زیبای او را ندیده بودم برای نارسیس میگریم چون هر بار که به رویم خم میشود تا خود را در من ببیند من میتوانستم در چشمانش باز تاب زیبایی خود را ببینم

 

+ نوشته شده توسط شراگیم عبادی راد در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 و ساعت 12:18 |

اقتصاد مرسوم :

 

دو تا گاو ماده دارين... يكيش رو می فروشين و يه گاو نر می خرين...به تعداد گاوهای گله شما افزوده ميشه و اقتصاد رشد می كنه...پول  براتون همينطور سرازير ميشه و می تونين به بازنشستگی و استراحت بپردازين ...  

 

اقتصاد هندی :

دو تا گاو ماده دارين ... اونها رو می پرستين و عبادت می كنين !  

 

اقتصاد پاكستانی :

هيچ گاوی ندارين ... ادعا می كنين كه گاوهای هندی مال شما هستن ... از آمريكا طلب كمك مالی می كنين ... از چين طلب كمك نظامی می كنين ... از انگليس هواپيماهای جنگی ... از ايتاليا توپ و تانك ... از آلمان تكنولوژی ... از فرانسه زير دريايی ... از سوييس وام بانكی ... از روسيه دارو ... و از ژاپن تجهيزات ... با تمام اين امكانات گاوها رو می خرين و بعد ادعا می كنين كه توسط جهان مورد استثمار قرار گرفتين !!

 

 اقتصاد آمريكايی :

دو تا گاو ماده دارين ... يكيش رو می فروشين و دومی رو تحت فشار مجبور می كنين كه به اندازه ء ۴ تا گاو شير توليد كنه ... وقتی گاوتون افتاد و مرد اظهار تعجب و شگفتی می كنين ... تقصير رو گردن يه كشور گاودار ميندازين و بعد طبيعتا" اون كشور يه خطر بزرگ برای بشريت به حساب مياد ... يه جنگ برای نجات جهان به راه ميندازين و گاوها رو به چنگ ميارين !  

 

اقتصاد فرانسوی :

دو تا گاو ماده دارين ... دست به اعتصاب می زنين چون می خواين سه تا گاو داشته باشين!  

 

اقتصاد آلمانی :

دو تا گاو ماده دارين ... اونها رو تحت مهندسی ژنتيك قرار ميدين ... بعد گاوهاتون ۱۰۰ سال عمر می كنن و ماهی يه وعده غذا می خورن و خودشون شيرشون رو می دوشن !  

 

اقتصاد انگليسی :

دو تا گاو ماده دارين ... كه هر دو تاشون گاو ديوونه هستن! ﴿جنون گاوی دارن ! ﴾  

 

اقتصاد ايتاليايی :

دو تا گاو ماده دارين ... نمی دونين كه اونها كجا هستن ... پس بيخيال ميشين و ميرين سراغ ناهار و شراب و استراحتتون !  

 

اقتصاد سوييسی :

 ۵۰۰۰ تا گاو ماده دارين ... هيچكدومشون مال خودتون نيستن ... از كشورهای ديگه پول می گيرين كه دارين گاوهاشون رو نگه می دارين !  

 

اقتصاد ژاپنی :

دو تا گاو ماده دارين ... اونها رو از نو طراحی ژنتيكی می كنين ... هيكل گاوهاتون يك دهم اندازه ء طبيعی ميشه و ۲۰ برابر معمول هم شير توليد می كنن ... بعد شونصد تا كارتون و عكس برگردون و آدامس با شخصيت گاوهاتون با چشمهای درشت می سازين و اسمش رو ميذارين Cowkemon و توی تمام جهان پخش می كنين و می فروشين !  

 

اقتصاد روسی :

دو تا گاو ماده دارين ... اونها رو می شمرين و متوجه ميشين كه ۵ تا گاو دارين ... اونها رو دوباره می شمرين و می فهمين كه ۴۲ تا گاو دارين ... اونها رو دوباره می شمرين و متوجه ميشين كه ۱۷ تا گاو دارين ... يه بطری ودكای ديگه باز می كنين و به خوردن و شمردن ادامه ميدين !

 

اقتصاد چينی :

دو تا گاو ماده دارين ... ۳۰۰ نفر آدم دارين كه گاوها رو می دوشن ... بعد ادعا می كنين كه سيستم استخدامی و شغلی كاملی دارين و توليدات گاويتون در سطح بالايی قرار داره و هر كس رو هم كه آمار واقعی رو بيان كنه بازداشت می كنين !  

 

اقتصاد ايرانی :

دو تا گاو ماده دارين كه هر دو تاشون از باباتون به ارث رسيده ... يكيش رو دولت بابت عوارض و ماليات و خمس و زكات و سهم صدا و سيما و سهم بنياد های مختلف و غيره ضبط می كنه ... دومی رو هم قربونی می كنين و نذر قبولی توی دانشگاه و ازدواج موفق و شغل خوب و بدن سالم و عقل درست و حسابی و ............ . . و غيره می كنين! ... و اقتصاد كماكان فلج می مونه




+ نوشته شده توسط شراگیم عبادی راد در شنبه یازدهم مهر 1388 و ساعت 19:10 |

                       انواع خر!!!

 

خر شاكي :

http://marshal-modern.ir/Archive/2009/9/23/0001.jpg

 

 

خر رمانتيك :

http://marshal-modern.ir/Archive/2009/9/23/0002.jpg

 

 

خركيف :

http://marshal-modern.ir/Archive/2009/9/23/0003.jpg

 

 

خر كنجكاو :

http://marshal-modern.ir/Archive/2009/9/23/0004.jpg

 

 

خر سرحال :‌

http://marshal-modern.ir/Archive/2009/9/23/0005.jpg

 

 

 

خر نجيب :

http://marshal-modern.ir/Archive/2009/9/23/0006.jpg

 

 

 

خر عراقي :

http://marshal-modern.ir/Archive/2009/9/23/0009.jpg

 

 

خر اسراييلي :

http://marshal-modern.ir/Archive/2009/9/23/00010.jpg

 

 

خر كرد :

http://marshal-modern.ir/Archive/2009/9/23/00011.jpg

 

 

خر مكزيكي :

http://marshal-modern.ir/Archive/2009/9/23/00012.jpg

 

 

خر بدبخت :

http://marshal-modern.ir/Archive/2009/9/23/0007.jpg

 

 

خر مدرن :

http://marshal-modern.ir/Archive/2009/9/23/0008.jpg

 

 

 

خر شيرازي :

http://marshal-modern.ir/Archive/2009/9/23/00013.jpg

 

 

 

خر در جامعه مدني !‌

http://marshal-modern.ir/Archive/2009/9/23/00014.jpg

 

و سرانجام ...

....

...

..

.

خر هيز  :

http://marshal-modern.ir/Archive/2009/9/23/00015.jpg

 

+ نوشته شده توسط شراگیم عبادی راد در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 و ساعت 19:52 |
 
انگشتر در هر انگشت چه معنایی دارد؟


http://www.ohiostatealumni.org/students/Three%20Rings%20Stacked.JPG

 

تابه حال به این فکر کرده اید که انداختن انگشتر در هر انگشت چه معنایی دارد؟ ما به شما می گوییم که هر انگشت نشانه چیست و چطور انداختن انگشتر در انگشتان مختلف تفاوت می کند.
گاهی اوقات، علیرغم همه تلاشهایی که می کنیم، زندگی به مراد ما پیش نمی رود. این همان زمانی است که بعضی از آدم به سراغ فال و طالع بینی می روند تا به طریقی زندگیشان را رونق بدهند.

 

مابقی را در ادامه مطلب بخوانید.

کف بینی، فال اعداد، تاروت، و از این قبیل بعضی از راه هایی هستند که متخصصین این رشته ادعا دارند به وضعیت کنونی افراد کمک می کند. یک چیزی که خیلی برای من جالب بود انگشترهایی است که این متخصصین به افراد توصیه می کنند که بیندازند. این انگشترها وقتی با سنگ تولد هر کس ادغام شود در خیلی از جوانب زندگی هر فرد تعادل ایجاد می کند. اما آیا تا به حال این سوال برایتان پیش آمده که هر انگشت برای انداختن انگشتر چه معنا و مفهومی دارد؟ آیا انداختن انگشتر در یک انگشت بخصوص نشان دهنده یک مفهوم عمیق است؟ پس اجازه بدهید نگاهی به مفهوم انگشت های مختلف برای انداختن انگشتر بیندازیم.

مفهوم انگشت های مختلف برای انداختن انگشتر



انگشت شست: نشان دهنده قدرت اراده در فرد است. این انگشت با خودِ درونی فرد در ارتباط است. وقتی به شما گفته می شود که در انگشت شستتان انگشتری بیندازید، به دقت مراقب تغییراتی که در زندگیتان اتفاق می افتد باشید. این انگشتر قدرت اراده شما را تقویت خواهد کرد.

انگشت اشاره: نشان دهنده قدرت، رهبری و جاه طلبی است. این انگشت نشان دهنده یک نوع قدرت خاص است. این مسئله به خصوص در قدیم الایام وقتی پادشاهان قدرتمند در انگشت اشاره خود انگشتر می انداختند بیشتر نمود دارد. درنتیجه، انداختن انگشتر در این انگشت به شما در این زمینه کمک می کند.

انگشت وسط: نشان دهنده فردیت و هویت فرد است. این انگشت که در وسط قرار گرفته است نشاندهنده یک زندگی متعادل و متوزان است. انداختن انگشتر در این انگشت به شما کمک می کند زندگی متعادلتری داشته باشید.

انگشت انگشتری انگشت چهارم :شماست. انگشت انگشتری دست چپ به قلب رابطه مستقیم دارد. به خاطر همین است که حلقه ازدواج در این انگشت انداخته می شود. این انگشت همچنین نشاندهنده احساسات و خلاقیت در فرد است. انداختن انگشتر در انگشت چهارم دست راست به شما کمک می کند در زندگی خود خوشبین تر باشید.

انگشت کوچک: نشان دهنده همه چیز در روابط شماست. این انگشت نشاندهنده روابط ما با محیط بیرون می باشد و دقیقاً مخالف شست است که به خودِ درونی ما اشاره دارد. این انگشت نشاندهنده رفتار ما با دیگران است. انداختن انگشتر در این انگشت به شما کمک می کند روابط خود را تقویت کنید، به خصوص درمورد ازدواج. به ارتقاء روابط کاری هم کمک می کند.



انگشترها در میان سایر جواهرات اهمیت بیشتری دارند. قبل از اینکه تصمیم بگیرید هر انگشتری دستتان کنید، بهتر است با یک متخصص درمورد نوع جواهری که می خواهید دست کنید صحبت کنید. این انگشتر، چه یک انگشتر الماس یا انگشتر نامزدی یا عروسی یا هر انگشتر دیگری باشد، نمی توان زیبایی آنها را بعنوان جواهرهایی شیک نادیده گرفت. پس فقط به دلایل باورها و اعتقادات مذهبی نیست که خیلی ها انگشتر دست میکنند، این مسئله می تواند جنبه مدگرایی هم داشته باشد. دلیل آن مهم نیست، مهم این است که انداختن انگشتر به ارتقاء وضعیت ظاهر شما کمک می کند.

+ نوشته شده توسط شراگیم عبادی راد در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 و ساعت 17:40 |

 

رانندگی در ایران!؟

 

همه ما میدونیم علائم راهنمایی و رانندگانی علائمی بین المللی هستند و از امریکا گرفته تا ته قبائل آفریقا ، این علائم یه معنی مشترک میدهند. اما همه ما یه چیز دیگه هم میدونیم و اون هم اینکه این علائم شامل ایران نمیشه و علائم راهنمایی و رانندگی برای ما یه معنی خاص دیگه ای میده.من امروز تصمیم گرفتم این علائم رو به صورت موشکافانه ای براتون بررسی کنم تا از این به بعد با خیال راحت تری به رانندگی در خیابان های کشورمون بپردازید:

 

1- چراغ راهنمایی و رانندگی

 

در سایر نقاط دنیا:

چراغ سبز: حق تقدم با شماست حرکت کنید

چراغ زرد:احتیاط کنید. سریعتر از چهار راه خارج شوید

چراغ قرمز:ایست

 

در ایران:

چراغ سبز:ببین داداش تو که از چهار راه رد میشی.پس تا میتونی آروم تر حرکت کن که اون عقبیا بمونن پشت چراغ قرمز تا حالشون گرفته شه!

چراغ زرد:اهوی اسکول پاتو بذار رو گاز! نکنه میخوای کلی پشت چراغ علاف شی؟بدو دیگه!سریعتر گازشو بگیر و برو، بزغاله!!!

چراغ قرمز:حق تقدم عبور با شماست!

 

2- چراغ راهنمای ماشین:

 

در سایر نقاط دنیا:

یعنی ماشینی که پارک کرده است یا در لاین بغلی شماست قصد تعویض لاین خود را دارد سرعت خود را کم کنید و به او اجازه بدهید تا لاین خود را عوض کند

 

در ایران:

اوهوی گوسفند!مگه نمیبینی میخواد بپیچه جولوت؟اون گاز لامسبو فشار بده و نذار بیاد جلو راهتو بگیره.از حق خودت دفاع کن بدبخت!!!

 

 

3-گذرگاه عابر پیاده

 

در سایر نقاط دنیا: یعنی عابران میتوانند با خیال راحت و  به دور از هرگونه خطر از محلی که این تابلو نصب شده است عبور کنند و خود را به پیاده رو طرف دیگر خیابان برسانند. در جایی که این تابلو نصب شده است حق تقدم با عابر پیاده است.

 

در ایران:

رانندگان محترم اگر به هر کدام از اهداف متحرکی که مشاهده میکنید تصادم نمایید به مرحله بعد صعود میکنید و در صورتی که وی را به صورت فجیعی له نمایید امتیاز ویژه نیز دریافت خواهید کرد.

 

4-محل عبور اطفال:

 

در سایر نقاط دنیا:

یعنی نزدیک مدرسه یا زمین بازی بچه ها هستید و ممکن است کودکان از آنجا عبور کنند. رانندگان با دیدن با دیدن این تابلو باید سرعت خود راکم کنند و با احتیاط به حرکت خود ادامه دهند.

 

در ایران:

رانندگان محترم.مانند مورد بالا باید باید اهداف متحرک را نشانه بگیرید.فقط فرق این اهداف با مورد قبلی این است که اینها کمی سایزشان کوچکتر است و به طبع امتیاز کمتری نصیب شما میشود!

 

 

5-عبور ممنوع:

 

در سایر نقاط دنیا:

این تابلو به رانندگان وسایل نقلیه موتوری اعلام می کند از جهتی که تابلو نشان می دهد عبور نکنند و تنها عایرین پیاده اجازه دارند که در این جهت رفت و آمد کنند.

 

ایران:

الاغ! مگه نمی بینی اگه از اینجا بری راهت کلی نزدیکتر میشه؟!پس همین راهو برو!

 

6-ایستگاه اوتوبوس

 

در سایر نقاط دنیا:

این تابلو در جایی نصب می شود که اتوبوسها برای سوار و پیاده کردن مسافرها توقف می کنند .

 

در ایران:

پارکینگ!!!

 

 

 

7-حداکثر سرعت مجاز 70 کیلومتر بر ساعت

 

سایر نقاط دنیا:

در صورتی که با سرعتی بیش از 70 کیلومتر در ساعت برانید علاوه بر اینکه جان خود و سایرین را به خطر انداخته اید ،تخلف کرده اید و مشمول جریمه می شوید.زیرا در این مسیر حداکثر سرعت 70 کیلومتر در ساعت است.

 

ایران:

کاری به تابلو نداشته باش.واسه قشنگیه! اگه زیر 110 تا بری اینقدی واست چراغ و بوق میزنند تا خودت شرمنده شی!پس مثل یچه آدم پدال گازو ته ته فشار بده.

 

 

8-بوق زدن ممنوع

 

سایر نقاط دنیا:

در این محل بوق زدن ممنوع است

 

ایران:

اوه عجب جای ساکتی.مثل قبرستون میمونه.یه کم بوق بزن حالشو ببریم!

 

+ نوشته شده توسط شراگیم عبادی راد در پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388 و ساعت 16:39 |


Powered By
BLOGFA.COM


خدمات وبلاگ نويسان جوان